حق ايران براي غنيسازي اورانيوم در خاك كشورش بايد پذيرفته شود
گزارش كامل// عضو سابق شوراي امنيت ملي آمريكا: حق ايران براي غنيسازي اورانيوم در خاك كشورش بايد پذيرفته شود خبرگزاري فارس: يك عضو سابق شوراي امنيت ملي آمريكا گفت: تنها راه حل مناقشات ناشي از فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران پذيرش اين واقعيت است كه ايران حق دارد در خاك خود اقدام به غنيسازي كند. به گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه اينترنتي موسوم به "فارين پالسي " (Foreign Policy) در مقالهاي به قلم "فلاينت لورت " (Flynt Leverett)، عضو سابق شوراي امنيت ملي آمريكا و استاد روابط بينالملل دانشگاه دولتي پنسيلوانيا و همسرش "هيلاري من لورت " (Hillary Mann Leverett) تصريح كرد: پس از ماهها فراز و نشيب، بار ديگر ايالات متحده و متحدين اروپايي آن به همان سياست "جورج دبليو بوش " در خصوص ايران روي آوردهاند. در سال 2006، پس از آنكه ايران به روند تعليقي كه داوطلبانه براي 2 سال به اجرا درآورده بود پايان بخشيد، رئيس جمهور سابق آمريكا آژانس بينالمللي انرژي اتمي را وادار كرد تا پرونده هستهاي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع كند. نتيجه اين ارجاع، اعمال برخي تحريمها عليه جمهوري اسلامي ايران بود اما برخلاف انتظار بوش، تحريمهاي مذكور فلجكننده نبودند چرا كه ايران به توسعه زيرساختهاي هستهاي پرداخت و احتمال رويارويي نظامي بين ايران و ايالات متحده نيز افزايش يافت. اين عضو ارشد "بنياد آمريكاي جديد " تاكيد كرد: متاسفانه دولت اوباما نيز تصميم گرفته است كه اين روند ناخوشايند را تكرار كند. جمعه گذشته، آژانس بينالمللي انرژي هستهاي طي قطعنامهاي از ايران خواست تا ذخاير فعلي اورانيوم غني شده در سطح پايين خود را به خارج از مرزهايش ارسال كند. همچنين اين قطعنامه بار ديگر موضوع هستهاي ايران را به شوراي امنيت ارجاع كرد. ايران نيز در محكوم كردن اين قطعنامه درنگ نكرده و اعلام داشت كه همكاري خود را با آژانس تنها به موارد قانوني كاهش خواهد داد. "محمود احمدينژاد " رئيس جمهوري اسلامي ايران نيز اعلام كرد كه ايران طي ساليان آتي اقدام به ساخت 10 تاسيسات غنيسازي اورانيوم خواهد كرد. چندي بعد نيز افزود كه ايران اورانيوم 20 درصد غني شده توليد خواهد كرد. اورانيوم 20 درصد غني شده براي راكتور تحقيقاتي تهران به كار خواهد رفت. چنين اقدامي غني سازي اورانيوم توسط ايران را كاملا از حد 3 تا 4 درصد كه تاكنون انجام شده بالاتر خواهد برد. * دستيابي به تكنولوژي كامل هستهاي از حقوق حقه ايران است استاد روابط بينالملل دانشگاه دولتي پنسيلوانيا تصريح كرد: توسعه تسهيلات هستهاي در ايران ناشي از رويكردي است كه براي حل مسئله هستهاي ايران به كار گرفته شده كه اصليترين اجزاي آن "جنبه خاص بخشيدن به غنيسازي " و "تحريم " هستند. با اعلام تهران مبني بر كاهش همكاريهايش با آژانس بينالمللي انرژي اتمي، بايد گفت كه ايالات متحده و شركاي اروپاييش ضربه بزرگي به توانايي جامعه جهاني در كنترل وضعيت برنامه هستهاي ايران زدهاند. به عبارت ديگر، تاكيد آمريكا، انگليس و فرانسه بر اين موضوع كه در ايران نبايد غنيسازي صورت پذيرد، احتمال موفقيت ديپلماسي در خصوص موضوع هستهاي ايران را از بين ميبرد. بديهي است كه در چنين شرايطي بسيار بعيد به نظر ميرسد كه ايران كنارگذاشتن غنيسازي را به عنوان نتيجه مذاكرات ديپلماتيك بپذيرد چرا كه اولا، اين قانوني خواهد بود كه تنها در مورد ايران و نه هيچ كشور ديگري اعمال شده و ثانيا پذيرش اين امر به معني انكار حقوق حقه ايران در دستيابي به تكنولوژي كامل هستهاي است. لورت در ادامه مقاله فوق كه در نگارش آن همسرش نيز همكاري داشته است، افزود: اگر ايالات متحده و شركاي آن بر ادبيات فعلي خود اصرار ورزند، ايران نيز در مقابل به گسترش زيرساختهاي هستهاي خود مبادرت ورزيده و در نتيجه، احتمال رويارويي نظامي ايالات متحده (يا رژيم صهيونيستي با حمايت ايالات متحده) با ايران افزايش خواهد يافت. به نظر نميرسد كه تحريمهاي سازمان ملل و يا تحريمهاي يكجانبه كنگره آمريكا نيز بتوانند چيزي را تغيير دهند. براي جلوگيري از تكثير تسليحات هستهاي، رويكرد سازنده آن است كه نظارت بينالمللي بر فعاليتهاي اتمي ايران بوسيله كشورهاي بيطرف حداكثر شود. اين امر نيز مستلزم پذيرش حق ايران براي غنيسازي در خاك اين كشور است. تشويق ايران به تصويب و اجراي پروتكل الحاقي گام مهمي در راستاي اين امر است لكن از آن مهمتر تلاش براي ايجاد خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي است. اين استاد دانشگاه ادامه داد: هر چند كه صحبت از خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي چيز جديدي نيست اما اين بحث همواره در سياست خارجي آمريكا با بنبست مواجه شده است چرا كه بلافاصله پس از طرح آن، موضوع وضعيت تسليحات هستهاي رژيم صهيونيستي پيش كشيده ميشود. سالهاست كه اين رژيم در همين وضعيت به سر برده و شايد پس از دستيابي به صلح بين اعراب و رژيم صهيونيستي، بتوان تصور كرد كه اين رژيم نيز در راستاي خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي مشاركت داشته باشد. هر چند كه دستيابي به خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي به صورت اسمي در سياست خارجه آمريكا مهم است، لكن بايد مورد بررسي و موشكافي بيشتر قرار گيرد. اين مقاله در ادامه تصريح كرد: با انعقاد قرارداد كمپديويد بين رژيم صهيونيستي و مصر، ديگر احتمال آنكه ارتشهاي عربي بخواهند در اقدامي متحد صهيونيستها را به دريا بريزند وجود ندارد! در ضمن، لبنانيها و فلسطينيها هم قابليت نظامي لازم را براي نابود كردن رژيم صهيونيستي بدون نابود كردن جوامع خودشان ندارند. * تعليق كامل غنيسازي تنها چيزي است كه صهيونيستها به آن رضايت خواهند داد! لورت افزود: اخيرا ادبيات حاكم بر مواضع صهيونيستها مدام بر عبارت "جمهوري اسلامي با قابليت استفاده از تسليحات هستهاي " تاكيد ميكند، هم نتانياهو، رئيس كابينه اين رژيم و هم ايهود باراك، وزير جنگ اسرائيل تاكيد كردهاند كه تنها خروجي قابل قبول براي ايشان از مذاكرات هستهاي تعليق كامل غنيسازي توسط ايران است. چنين موضعي منطقي نيست. خيلي سخت است كه بتوان ايران داراي چرخه سوخت هستهاي را تهديدي براي صهيونيستها يا ديگر كشورهاي منطقه دانست. حتي اگر ايران در تلاش براي دستيابي به تسليحات هستهاي باشد نيز نميتوان آن را تهديدي براي رژيم صهيونيستي به شمار آورد مگر آنكه كوتهفكرانه چنين حكم شود كه جمهوري اسلامي كه بر مبناي اسلام شيعي بنياد نهاده شده است آنقدر نسبت به نابود كردن رژيم صهيونيستي مصر است كه قصد دارد اولين كشوري در تاريخ باشد كه دست به خودكشي ميزند! ادبيات خاص آن دسته از مقامات و سياستمداران غربي كه ايران را تهديدي بالفعل براي رژيم صهيونيستي قلمداد ميكنند و همچنين طرح برخي سوالات در خصوص هولوكاست از سوي رئيس جمهور ايران نيز بر ترس اين رژيم از ايران دامن زده است. همين موارد باعث شده است كه در داخل اراضي اشغالي فلسطين، كسي ديگر در خصوص سياستهاي ايران بحث نيز نميكند. اين تحليلگر آمريكايي در ادامه به طرح اين سوال پرداخته است كه به واقع چه چيزي سياستمداران و سياستگذاران رژيم صهيونيستي را برميانگيزد كه ايران هستهاي را به عنوان تهديدي عليه خود اعلام كنند؟ اصولا، سياستمداران صهيونيست قصد آن دارند تا با محروم كردن ايران از دستيابي به چرخه سوخت هستهاي، از به وجود آمدن تعادل قوا در منطقه پيشگيري كنند. پيشبينيهاي منطقهاي تاييد ميكنند كه ايران هستهاي تكقطبي بودن دسترسي رژيم صهيونيستي به اين انرژي را كه مدت مديدي است ادامه دارد با خطر مواجه خواهد كرد. اين امر موجب خواهد شد تا دست رژيم صهيونيستي براي هرگونه اقدام نظامي دلخواه در منطقه بسته شود. البته روشن است كه چرا رژيم صهيونيستي نميخواهد هژموني نظامي خود را در منطقه و حداكثر امكان براي عمليات نظامي يكجانبه را از دست دهد اما بايد به اين نكته نيز توجه كرد كه اين خواسته راهبردي رژيم صهيونيستي بر اساس هيچ قانون يا معاهده بينالمللي مشروع نيست. علاوه بر آن، عزم رژيم صهيونيستي بر حفظ و افزايش هژموني نظامي خود نه تنها موجب ثبات در منطقه نخواهد شد بلكه به مسابقه تسليحاتي در منطقه دامن خواهد زد. لورت افزود: ايالات متحده نسبت به موجوديت و امنيت رژيم صهيونيستي تعهدي بيچون و چرا دارد اما اين تعهد نبايد منجر بدان شود كه ايالات متحده با قائل شدن حداكثر آزادي براي اين رژيم در اجراي عمليات نظامي عليه هر هدف منطقهاي، متعهد به حفظ هژموني نظامي اين رژيم هم باشد. اين استاد روابط بينالملل دانشگاه دولتي پنسيلوانيا در بخش پاياني اين مقاله تاكيد كرد: زمان آن فرا رسيده است كه ايالات متحده و شركايش نسبت به كنترل هر چه بيشتر توانايي كشورهاي منطقه در بكارگيري تسليحات كشتار جمعي از جمله رژيم صهيونيستي حساسيت بيشتري نشان دهند تا تمامي كشورهاي منطقه از محيطي امن برخوردار شوند. اوباما در سخنراني خود در قاهره تاكيد كرده بود كه هيچ كشوري به تنهايي حق ندارد به ساير كشورها بگويد كه چه سلاحي ميتوانند داشته باشند، اين سخنان براي گام اول خوب است اما اگر اوباما اين ايده خود را به شكلي هدفمند دنبال نكند، اين ايده نيز همچون ساير ايدههاي ظاهرا جذاب وي با شكست مواجه خواهد شد.
گزارش كامل// عضو سابق شوراي امنيت ملي آمريكا:
خبرگزاري فارس: يك عضو سابق شوراي امنيت ملي آمريكا گفت: تنها راه حل مناقشات ناشي از فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران پذيرش اين واقعيت است كه ايران حق دارد در خاك خود اقدام به غنيسازي كند.
به گزارش خبرگزاري فارس، پايگاه اينترنتي موسوم به "فارين پالسي " (Foreign Policy) در مقالهاي به قلم "فلاينت لورت " (Flynt Leverett)، عضو سابق شوراي امنيت ملي آمريكا و استاد روابط بينالملل دانشگاه دولتي پنسيلوانيا و همسرش "هيلاري من لورت " (Hillary Mann Leverett) تصريح كرد: پس از ماهها فراز و نشيب، بار ديگر ايالات متحده و متحدين اروپايي آن به همان سياست "جورج دبليو بوش " در خصوص ايران روي آوردهاند. در سال 2006، پس از آنكه ايران به روند تعليقي كه داوطلبانه براي 2 سال به اجرا درآورده بود پايان بخشيد، رئيس جمهور سابق آمريكا آژانس بينالمللي انرژي اتمي را وادار كرد تا پرونده هستهاي ايران را به شوراي امنيت سازمان ملل متحد ارجاع كند. نتيجه اين ارجاع، اعمال برخي تحريمها عليه جمهوري اسلامي ايران بود اما برخلاف انتظار بوش، تحريمهاي مذكور فلجكننده نبودند چرا كه ايران به توسعه زيرساختهاي هستهاي پرداخت و احتمال رويارويي نظامي بين ايران و ايالات متحده نيز افزايش يافت. اين عضو ارشد "بنياد آمريكاي جديد " تاكيد كرد: متاسفانه دولت اوباما نيز تصميم گرفته است كه اين روند ناخوشايند را تكرار كند. جمعه گذشته، آژانس بينالمللي انرژي هستهاي طي قطعنامهاي از ايران خواست تا ذخاير فعلي اورانيوم غني شده در سطح پايين خود را به خارج از مرزهايش ارسال كند. همچنين اين قطعنامه بار ديگر موضوع هستهاي ايران را به شوراي امنيت ارجاع كرد. ايران نيز در محكوم كردن اين قطعنامه درنگ نكرده و اعلام داشت كه همكاري خود را با آژانس تنها به موارد قانوني كاهش خواهد داد. "محمود احمدينژاد " رئيس جمهوري اسلامي ايران نيز اعلام كرد كه ايران طي ساليان آتي اقدام به ساخت 10 تاسيسات غنيسازي اورانيوم خواهد كرد. چندي بعد نيز افزود كه ايران اورانيوم 20 درصد غني شده توليد خواهد كرد. اورانيوم 20 درصد غني شده براي راكتور تحقيقاتي تهران به كار خواهد رفت. چنين اقدامي غني سازي اورانيوم توسط ايران را كاملا از حد 3 تا 4 درصد كه تاكنون انجام شده بالاتر خواهد برد. * دستيابي به تكنولوژي كامل هستهاي از حقوق حقه ايران است استاد روابط بينالملل دانشگاه دولتي پنسيلوانيا تصريح كرد: توسعه تسهيلات هستهاي در ايران ناشي از رويكردي است كه براي حل مسئله هستهاي ايران به كار گرفته شده كه اصليترين اجزاي آن "جنبه خاص بخشيدن به غنيسازي " و "تحريم " هستند. با اعلام تهران مبني بر كاهش همكاريهايش با آژانس بينالمللي انرژي اتمي، بايد گفت كه ايالات متحده و شركاي اروپاييش ضربه بزرگي به توانايي جامعه جهاني در كنترل وضعيت برنامه هستهاي ايران زدهاند. به عبارت ديگر، تاكيد آمريكا، انگليس و فرانسه بر اين موضوع كه در ايران نبايد غنيسازي صورت پذيرد، احتمال موفقيت ديپلماسي در خصوص موضوع هستهاي ايران را از بين ميبرد. بديهي است كه در چنين شرايطي بسيار بعيد به نظر ميرسد كه ايران كنارگذاشتن غنيسازي را به عنوان نتيجه مذاكرات ديپلماتيك بپذيرد چرا كه اولا، اين قانوني خواهد بود كه تنها در مورد ايران و نه هيچ كشور ديگري اعمال شده و ثانيا پذيرش اين امر به معني انكار حقوق حقه ايران در دستيابي به تكنولوژي كامل هستهاي است. لورت در ادامه مقاله فوق كه در نگارش آن همسرش نيز همكاري داشته است، افزود: اگر ايالات متحده و شركاي آن بر ادبيات فعلي خود اصرار ورزند، ايران نيز در مقابل به گسترش زيرساختهاي هستهاي خود مبادرت ورزيده و در نتيجه، احتمال رويارويي نظامي ايالات متحده (يا رژيم صهيونيستي با حمايت ايالات متحده) با ايران افزايش خواهد يافت. به نظر نميرسد كه تحريمهاي سازمان ملل و يا تحريمهاي يكجانبه كنگره آمريكا نيز بتوانند چيزي را تغيير دهند. براي جلوگيري از تكثير تسليحات هستهاي، رويكرد سازنده آن است كه نظارت بينالمللي بر فعاليتهاي اتمي ايران بوسيله كشورهاي بيطرف حداكثر شود. اين امر نيز مستلزم پذيرش حق ايران براي غنيسازي در خاك اين كشور است. تشويق ايران به تصويب و اجراي پروتكل الحاقي گام مهمي در راستاي اين امر است لكن از آن مهمتر تلاش براي ايجاد خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي است. اين استاد دانشگاه ادامه داد: هر چند كه صحبت از خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي چيز جديدي نيست اما اين بحث همواره در سياست خارجي آمريكا با بنبست مواجه شده است چرا كه بلافاصله پس از طرح آن، موضوع وضعيت تسليحات هستهاي رژيم صهيونيستي پيش كشيده ميشود. سالهاست كه اين رژيم در همين وضعيت به سر برده و شايد پس از دستيابي به صلح بين اعراب و رژيم صهيونيستي، بتوان تصور كرد كه اين رژيم نيز در راستاي خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي مشاركت داشته باشد. هر چند كه دستيابي به خاورميانه عاري از تسليحات هستهاي به صورت اسمي در سياست خارجه آمريكا مهم است، لكن بايد مورد بررسي و موشكافي بيشتر قرار گيرد. اين مقاله در ادامه تصريح كرد: با انعقاد قرارداد كمپديويد بين رژيم صهيونيستي و مصر، ديگر احتمال آنكه ارتشهاي عربي بخواهند در اقدامي متحد صهيونيستها را به دريا بريزند وجود ندارد! در ضمن، لبنانيها و فلسطينيها هم قابليت نظامي لازم را براي نابود كردن رژيم صهيونيستي بدون نابود كردن جوامع خودشان ندارند. * تعليق كامل غنيسازي تنها چيزي است كه صهيونيستها به آن رضايت خواهند داد! لورت افزود: اخيرا ادبيات حاكم بر مواضع صهيونيستها مدام بر عبارت "جمهوري اسلامي با قابليت استفاده از تسليحات هستهاي " تاكيد ميكند، هم نتانياهو، رئيس كابينه اين رژيم و هم ايهود باراك، وزير جنگ اسرائيل تاكيد كردهاند كه تنها خروجي قابل قبول براي ايشان از مذاكرات هستهاي تعليق كامل غنيسازي توسط ايران است. چنين موضعي منطقي نيست. خيلي سخت است كه بتوان ايران داراي چرخه سوخت هستهاي را تهديدي براي صهيونيستها يا ديگر كشورهاي منطقه دانست. حتي اگر ايران در تلاش براي دستيابي به تسليحات هستهاي باشد نيز نميتوان آن را تهديدي براي رژيم صهيونيستي به شمار آورد مگر آنكه كوتهفكرانه چنين حكم شود كه جمهوري اسلامي كه بر مبناي اسلام شيعي بنياد نهاده شده است آنقدر نسبت به نابود كردن رژيم صهيونيستي مصر است كه قصد دارد اولين كشوري در تاريخ باشد كه دست به خودكشي ميزند! ادبيات خاص آن دسته از مقامات و سياستمداران غربي كه ايران را تهديدي بالفعل براي رژيم صهيونيستي قلمداد ميكنند و همچنين طرح برخي سوالات در خصوص هولوكاست از سوي رئيس جمهور ايران نيز بر ترس اين رژيم از ايران دامن زده است. همين موارد باعث شده است كه در داخل اراضي اشغالي فلسطين، كسي ديگر در خصوص سياستهاي ايران بحث نيز نميكند. اين تحليلگر آمريكايي در ادامه به طرح اين سوال پرداخته است كه به واقع چه چيزي سياستمداران و سياستگذاران رژيم صهيونيستي را برميانگيزد كه ايران هستهاي را به عنوان تهديدي عليه خود اعلام كنند؟ اصولا، سياستمداران صهيونيست قصد آن دارند تا با محروم كردن ايران از دستيابي به چرخه سوخت هستهاي، از به وجود آمدن تعادل قوا در منطقه پيشگيري كنند. پيشبينيهاي منطقهاي تاييد ميكنند كه ايران هستهاي تكقطبي بودن دسترسي رژيم صهيونيستي به اين انرژي را كه مدت مديدي است ادامه دارد با خطر مواجه خواهد كرد. اين امر موجب خواهد شد تا دست رژيم صهيونيستي براي هرگونه اقدام نظامي دلخواه در منطقه بسته شود. البته روشن است كه چرا رژيم صهيونيستي نميخواهد هژموني نظامي خود را در منطقه و حداكثر امكان براي عمليات نظامي يكجانبه را از دست دهد اما بايد به اين نكته نيز توجه كرد كه اين خواسته راهبردي رژيم صهيونيستي بر اساس هيچ قانون يا معاهده بينالمللي مشروع نيست. علاوه بر آن، عزم رژيم صهيونيستي بر حفظ و افزايش هژموني نظامي خود نه تنها موجب ثبات در منطقه نخواهد شد بلكه به مسابقه تسليحاتي در منطقه دامن خواهد زد. لورت افزود: ايالات متحده نسبت به موجوديت و امنيت رژيم صهيونيستي تعهدي بيچون و چرا دارد اما اين تعهد نبايد منجر بدان شود كه ايالات متحده با قائل شدن حداكثر آزادي براي اين رژيم در اجراي عمليات نظامي عليه هر هدف منطقهاي، متعهد به حفظ هژموني نظامي اين رژيم هم باشد. اين استاد روابط بينالملل دانشگاه دولتي پنسيلوانيا در بخش پاياني اين مقاله تاكيد كرد: زمان آن فرا رسيده است كه ايالات متحده و شركايش نسبت به كنترل هر چه بيشتر توانايي كشورهاي منطقه در بكارگيري تسليحات كشتار جمعي از جمله رژيم صهيونيستي حساسيت بيشتري نشان دهند تا تمامي كشورهاي منطقه از محيطي امن برخوردار شوند. اوباما در سخنراني خود در قاهره تاكيد كرده بود كه هيچ كشوري به تنهايي حق ندارد به ساير كشورها بگويد كه چه سلاحي ميتوانند داشته باشند، اين سخنان براي گام اول خوب است اما اگر اوباما اين ايده خود را به شكلي هدفمند دنبال نكند، اين ايده نيز همچون ساير ايدههاي ظاهرا جذاب وي با شكست مواجه خواهد شد.
شرکت کارگزاری بانک سامان
تهران - خیابان آفریقا - نبش کوچه 25 گاندی - ساختمان 29 آفریقا - طبقه همکف